این وبلاگ به این آدرس منتقل شد.
از دوستان خواهش میشه آدرس رو درست کنن تو لینکاشون
![]()
موفق باشیم
این وبلاگ به این آدرس منتقل شد.
از دوستان خواهش میشه آدرس رو درست کنن تو لینکاشون
![]()
موفق باشیم
حالا انگاری قراره کلا بره که شلوغش کرده. تو این یه هفته از دو نفر بعضی حرف ها رو شنیدم که در مورد من بود ولی باورم نمی شد. به من ((محمود انصاری)) میگن چی شده گرفته هستی؟
یکی شون که فامیل بود من هیچ وقت پیش اون خودمو ناراحت نشون ندادم که بخواد همچین حرفی بهم بزنه. خلاصه نمی دونم چی شده که این افراد هیچین حرفی میزنن.
خیلی چیزارو هنوز نمی دونم. که چطور با بعضی افراد برخورد کنم. نمی دونم من سخت میگیرم یا واسه اینا که منو راهنمایی میکنن، کار های کثیف بعضی افراد عادی شده. تو جشن فایر فاکس از کسی که اصلا انتظارش رو نداشتم یه حرکت ناشایست دیدم که خیلی بهم برخورد. ولی بازم به خاطر بچه ها چیزی نگفتم و تا آخرش کار خودم رو انجام دادم.
دیگه قبل از هر کاری سعی میکنم با پیشکسواتان مشورت کنم.
جدای همه مسائل سیاسی و غیر سیاسی یکی اینکه هادی امشب به تلفنی که زد روحیمو تازه کرد. واقعا بعضی افراد تو اوج گرفتگی به طور بد فرم آدم رو شاد می کنن. یکی دیگه هم اینکه شهرداری مسابقه عکاسی گذاشته. پیشنهاد می کنم حتما شرکت کنین. ولی فقط ۵ تا اثر می تونی ارسال کنی و این خیلی کمه. اگه برنده شدم راهنمایی های افشین رو هیچ وقت فراموش نمی کنم.
از این به بعد تو مکان جدید مطلب می نویسم. این وبلاگ رو با همه خاطرات شیرینش، رهاش میکنم تا خودش مرد بشه
دوستان اگه ممکن هست آدرس وبلاگ رو درست کنن ![]()

برای همه آرزوی موفقیت می کنم![]()
این چند روزه حسین زیارتی انقده شیرم کرد که بلاخره ما رو از بلاگفا جدا کرد. دستش درد نکنه. البته بانی اصلی برادر محترم بود.
تو بلاگفا خاطره های زیادی داشتم. چه روز هایی که دو سه بار پشت سر هم آپ می کردم و دوستان هم به زور میومدن و نظر میدادن. بعد از پستی که خانم غضنفری در مورد نظرات و گشتن دنبال کسی که بیاد به وبلاگت سر بزنه و اینجور چیز های نوشت، دیگه برام مهم نبود نظر های وبلاگم به تعداد بالا برسن. دیگه هم دنبال کسی نرفتم که زورکی بخوام بکشونمش بیاد وبلاگم. و خیلی چیز های دیگه.
چند روز پیش که داشتم مطالب قبلی خودم رو میخونم، از طرز نوشتن خودم بدم اومده بود باورم نمیشد که من این همه لوس نوشته باشم. اینو میشه به حساب تازه کار بودنم گذاشت. و چه بسیار غلط املایی هایی که ...... هنوزم هست. ولی دیگه به حساب غلط املایی نمی گیرم و رو حساب کم حواسی خودم می زارم. تو بلاگفا با خیلی از دوستان آشنا شدم. ایشالا که تو مکان بعدی هم دوستان زیادی پیدا کنم.
جدا از مسائل مریم خانومی ما رو وبلاگ نویس کرد حسین زیارتی هم ما رو پیشرفته. البته دوستان دیگه هم نقش به سزایی داشتن که ممنون از لطف همشون.
در باب فایر فاکس هم خاطره ی جالبی دارم . روزی بود که میخواستم تو وبلاگم عکس بزارم. مریم که اعصابش خورد شد. هادی حسینی و حامد محمودی و خانوم غضنفری هم راهنمایی کردن که فایده ای نداشت و آخر معلوم شد که فایر فاکس نوار وظیفه ی بلاگفا رو کامل نداره.
خلاصه ما که رفتیم. این وبلاگ هم با تمام خاطراتش احتمال زیاد ول میشه. ولی وبلاگ عکس هام به دلیل فضای کمی که تو اون آدرس دارم میمونه.
کی هاست با ۲۰۰ مگابایت فضا میخواد ؟ هر کی خواست بگه ![]()
تو پست بعدی میگم که کجا نقل مکان میکنم.
همیشه موفق باشیم![]()
این چند روزه پشت سر هم مسائلی پیش میاد که اعصاب آدم رو بیشتر از پیش خورد میکنه. امروز با کلی بدبختی رفتم تو جنگ گرما عکاسی بعد که اومدم خونه دیدم دوربین از قبل دستکاری شده بوده و هیچ کدوم از عکسا به درد نمی خوره. و خیلی مسائل دیگه که پیش خودم باشه...
چند تا از عکسایی که روز قبل جشن و روز جشن گرفتم .... فقط ۱ سال بیشتر تو وبلاگ نمی مونه.
تمیز کردن صندلی ها دستمال جادویی مجتبی 1 دستمال جادویی مجتبی 2
1 2 4 5 6 7 8 9 11 12 13 14 15 16 17
سالن خالی سالن و صندلی سالن پر سالن پر تر
اگه عکسا بد شدن اشکالی نداره
اگه خواستین سیو کنین بعد که عکس به طور کامل اومد بزرگ نماییش کنین تا کیفیتش بهتر بشه بعد ....
دو تا از عکسا پاک شد بقیه هم اگه خواستین بگین پاک کنم.
موفق باشین![]()