سلام
تو پست قبلی سلام یادم رفته بود. امروز با تنی چند از دوستان رفتیم بندرگاه. چقدر جمع کردن چند تا آدم برای یه قرار کوچیک تو بوشهر سخته. یکی میگه میام ولی موقع رفتن خوابه یکی میگه ۱۰۰٪ ولی موقع رفتن کار واسش پیش میاد خلاصه اینکه بوشهر با اینکه شهر کوچیکی هست ولی جمع شدن چند نفر کنار هم خیلی سخته. بنده خدا هادی نمی دونم چطوری با دوستانی مثل ما اعصابش راحته. احتمالا عادت کرده.
ساعت ۸ به زور از خواب بیدار میشی (البته قبلش بیدار شدی) تند تند کاراتو انجام میدی به امید اینکه الان همه حاظر هستن از خونه میری بیرون ولی فقط ۲ نفر خوش قولی کردن که اونم بوشهری بوشهری نیستن. یکی مال تهران هست و یکی دیگه مال شهر کرد. بگذریم ...
یه سری که با ۴ ۵ تا از بچه ها تو تهران میخواستیم بریم کوه ساعت ۵ صبح میخواستیم حرکت کنیم که دیدم یکی از بچه ها با خودش ماشین صورت تراشیش رو هم اورده. بهش میگم احسان چرا اینو میاری میگه تو خونه روشنش کردم همه از خواب بیدار شدن خودم هم ترسیدم ، میگم حالا چرا اوردیش .... خلاصه اینکه سر ۵ دقه همه بچه ها جمع شدن.
واسه گرفتن ماشین از پدر مهربان باید از یه هفته قبل بهش بگی که تصمیمات لازم رو بگیره. تازه تو همین حین باید مواظب مادر مهربان باشی که زیر آبتو پیش پدر نزنه. همه کار هایی که میگن باید به بهترین حالت ممکن انجام بدی و کوچیک ترین خطا نکنی. از سه روز قبلش باید تو نظافت ماشین کمک کنی . خیلی چیزا دیگه البته اینجوری هم نیست کمتر
ولی امروز حسین و پویا تو تمیز کردن ماشین کمک کردن اونم با پیرهن مبارکشون.
۱ساعتی زود تر از دو نفر دیگه میرسی بندرگاه و مشغول خوردن تنقلات میشی و منتظر هادی میمونی تا ماشینشو بیاره کنار ماشین تا سایه بون درست کنی وقتی هم که میاد ماشینش نمیتونه بیاد اونجا که عزیز بابا رفته. حالا بگو پاترول ماشین بدیه. ( چند روز بود داشتم بابامو راضی می کردم که یه ماشین کوچیک تر بگیره بعد که تو ۲۰۶ یکی از فامیلا نشسته بود انقده بدش اومده بود که نگو...)
پویا و پسر عمه اش اینا خودمون رخش بابا
بیشتر از چند بار
از ما پرسدن که با این ماشین بنزین از کجا میارین این همه جا هم میرین؟ ما هم در جواب میگیم که اول اینکه آدم های فداکار که کارت سوخت موتورشون رو به ما میدن یه نفر بیشتر نیستن. دوم اینکه آدم هایی که تو استانداری میشینن و زنگ میزنن خونه آدم میگن شما انقد کوپن تو استانداری جا گذاشتین هم یکی دو نفر بیشتر نیست ( الکی بودا) سوم هم اینکه هر هفته یک بار ۱ بشکه ۲۰ لیتری بنزین سوپر ( بعضی وقتا معمولی ) تو این انباری ما پیدا میشه. چهار و پنجم هم بماند. این عکسارو هم ببینین و دلتون بسوزه
عکس شماره 1 عکس شماره 2
جدای از مسایل سیاسی تو یکی از وبلاگ دوستان که به هلیله سفر کردن بودن دیدم که اونجا رو یه منطقه خشک و بی آب و علف دیده بودن.( که هست) ولی اینو بگم که این منطقه پارسال ۵۵ هکتار از عراضیش به دست بابا رفت زیر کشت مناطقی که کشاروزی میشه البته گندم اگه سال بعد همون منطقه رو زیر کشت بردی که هیچی سرسبزیش به خاطر گندم پیدا میشه ولی اگه کشت نکردی و بارون هم مثل امسال بیاد خشک نشون میده.
بوشهر تو زمان قدیم به سه منطقه تقسیم میشده. الان رو نمیدونم. بوشهر که همون ۴ محل و اینا میشه( تا کنار فنس نیرو هوایی تقریبا ) ریشهر که بهمنی دواس امام زاده سر تل تنگک ها خلاصه تا آخر پارک لیان اگه رفته باشین. بیشهر که از آخر پارک شروع میشه و تا آخر بندرگاه که امروز رفتیم میرسه و منطقه های هلیله و نیروگاه و بندرگاه شامل میشن. قدیمی ترین منطقه اونجا هم همون هلیله ی خودمون هست. محل دفن زباله های چمیدونم چه هم باز شامل هلیله نمیشه.
هلیله سومین روستایی هست که در محل فعلی تجدید بنا شده. در زمان ساسانیان اسم این محله هلیله بوده. در آثار بسیار قدیمی روستا قبرستان هایی پیدا که مردگان رو با آداب و رسوم و تشریفات خاص داخل خمره های بزرگ دفن میکردن. تا حدود ۳۰ سال پیش هم باقیمانده ی دیوار ها و کوچه های اون محله های باستانی در شمال هلیله قابل شناسایی بود. هنوز هم در آن منطقه قطعات سفالی وتکه های ظروف پیدا میشه. اهالی فعلی هلیله حدود ۷۰۰ سال هست که در این محل ساکن هستند.
موفق باشین 
+ نوشته شده توسط محمود در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت
21:19 |