سلام
اول از همه این جانب از همین جا ( کافی نت- میگم براتون ) از اون راننده ۲۰۶ دلفینی رنگی که به خاطر صدای ترمز ماشین عزیز ما، رنگ پوستش از سفید به نارنجی مایل به خاکستری تغییر کرد عذر خواهی می کنم. ولی خودمونیما از بیخ گوش شانس اورد تا دو ساعت هم داشت تو آینه قیافه همیشه خندون منو نگاه میکرد. یه چیز وحشت ناک دیگه هم اینکه اون پرایده بود کلی حرف بد بهش عطا کردم، تو همون روز تو خیابون دیدمش چند تا بنده خدای از دنیا بی خبر رو سوار کرده بود و هیچی هم بهشون نمی گفت که من حداکثر سرعت ماشینم ۲۰ کیلو متر در سال هست. خلاصه ما که پلاکشو اعلام کردیم دیگه خودتون میدونین و اعصاب عزیز خودتون.
این چند روزه صبح خونه داداشمینا مشغول به انجام کار های اداری هستم شب هم خدا رو شکر خونه خودمون سرمون گرمه. ماشالا تموم نمیشه که این کارا های اداری. ولی از اون جا که ما وجدان کار اداری داریم سرمون وقتی که گرم میشه خیلی چیزارو نمی فهمیم. ADSL خونه هم به خاطر کار های عمرانی فعلا قعطه.
دیشب با چند تن از اعضای خانه وبلاگ نویسان تو شغاب دور هم جمع شدیم که خیلی حال داد. اکثر اعضای فعال به جز چند نفر بودن، البته اونایی که من میشناسم. ولی یه چیزی خیلی ناراحتم کرد که هر چی هم سعی کنم، فکر نکنم درست بشه. حسین خودتو به اون راه نزن که نمی دونی. ولی خلاصه آشنا شدن با چند تا از دوستان وبلاگ نویس و دیدن دوباره چند تا از دوستان دیگه خیلی روحیه آدم رو تازه می کنه وخصوصا وقتی نگار جان بابا هم اومده باشه
فکرتون منحرف نشه ها عزیز دل بابا ۲ سال بیشتر نداره گویا.
امیدمون به بابامون بود که دیگه از دست رفت. جلو جمع گرم خانواده ما رو مورد تمسخر قرار داد. تازه اون شب سعید هم این کار رو کرد ولی خدا رو شکر خودمو خودشو حسین جان بودیم.
امروز با برو بچ فک فامیل یه سفر فرهنگی زیارتی به چاکوتاه داشتیم که خیلی حال داد. یه کبابی واسشون درست کردم که نمیدونم به خونه میرسن یا نه. اول آتیش درست کردیم و ذغال هارو جا به جا کردیم بعد با همون دست مبارک به سیخ کردن مرغ ها پرداختیم. ولی بازم آخر سر یه چیزی ناراحتم کرد. اونم این بود که تو مینی بوس یکی میاد یه چیزی تعارف میکنه به جلوییت میده به نفر عقبی میده ولی ... دارم برات![]()
فردا شب چهار شنبه سوری هست اولا مواظب خودتون باشین دوما مواظب دوستاتون سوما دست بابتون هم سفت بگیرین. پارسال تو هلیله نمیدونی چه فاجعه ای بود که نگو .... ولی چسبید.
یک سال هم گذشت. تو این یه سال به نظر خودم به جز چند تا کار که بماند، کاری نکردم که پشیمون بشم تازه تو اون چندتا کار که میماند هم پشیمون نیستم. با همه خوب ها و بدی هاش سال خوبی بود واسم.
ایشالا که همه شما تو سال بعد شاد باشین ![]()
عید همتون هم پیشا پیش مبارک![]()

