سلام. خوبین؟
اول از همه بگم جناب ناخدا با وحید رفتن مشهد واسه من و شما دعا کنن. آخه نه این که انسانهای خاموشی تو هلیله هستن با خاطر همین یه فیلم کوتاهی که وحیدو ساخته بود به مراحل کشوری راه یافته و به همین خاطر همراه پدر رفتن که تو جشنواره شرکت کنن. ولی خودمونیما این وحید چند بار سرش کلاه رفته حالا دنبال موقعیت میگرده که جبران خسارت کنه.
بگذریم. این دو روزه چقدر هوای شهر گردو خاکی هست. ماشین بابا دو روز بیرون پارکینگ مون غباری از غم روشو گرفت. منم که به این مسائل حساس گفتم قبل از برگشت پدر دستی به سرش بکشم. اون روز هم بعد از عمری برادر محترم آستین بالا زد ( البته مواظب النگوناش بود ) و ماشین صغیر خود را شست که خداوند متعال یکی از کثیف ترین بارون هاشو به بندگانش عطا کرد و جالب این جاست که ماشین این طفل معصوم بیرون پارکینگ بود در حالی که ماشین پدر عزیز مثل یه مرد زیر پارکینگ داشت به اون طفل بیچاره ی پلاستیکی لبخند میزد ![]()
اون روز برای کار های استخدامی رفتم همون بیمارستانه. و بعد از یکی دو ساعت منتظر موندن جناب مهندس تشریف اوردن و مارا تا قدم های نهایی همراه کردن. (قابل توجه شنگولینا) حالا شما بمونین با دانشگاه .... ![]()
این روزا استرس بد گرفتتمون این سایت دانشگاه بالا که میاد قلب ما هم باهاش میاد بالا ولی خدارو شکر هنوز هیچ کدوم از درس هارو موفق نشدم کمتر از ۱۰ بیارم. ما هم به خیال خودمون وقتی خیلی امتحان رو خود دادیم یعنی ۱۵ بیشتر نمی گیریم. بهتون گفتم مدیر عامل شرکت قبلی هم کلاسی خود هست؟ البته ترم قبل. حالا هر وقت نمره کم میگیره نمیدونیم چطوری بهش بگیم. وقتی هم که گیرمون میاره،۶۰ باز از ما سوال میکنه که این چرا این جوری نمره داد ![]()
اون روز با چند تا از دوستان کلوب دات کام که البته چند تا از بچه های وبلاگ نویس هم که عضو این جامعه مجازی بودن، جاتون خالی رفتیم چاهکوتاه. عجب حالی داد. فکر نمی کردم این همه قشنگ باشه. البته اون جا هم لطف آدم های بی فرهنگ شامل حالمون شد.
حامد محمودی 1 نامردی حامد محمودی بعضی از دوستان خودم هادی حسینی دوستان 2 تفریح سالم حامد محمودی 2 با تشکر ویژه از فرزاد
از دوستان وبلاگ نویس هادی پویا حامد مهدی بودن که تو عکس ها خودتون میبینین. موقع برگشت اون تصادف دلخراش هم دیدم که جای تاسف داره واقعا.
موفق باشین ![]()


